مقالات

تعميم و تطبيق حكم آيات قرآن، بر مصاديقى غير از مورد نزول؛ جرى در لغت به معناى عبور سريع و در اصل براى بيان حركت آب و آنچه كه با آب جريان مى يابد وضع شده است.[1] اين واژه در قرآن كريم نيز به معناى روان و جارى شدن آمده است. (مانند غاشيه/88، 12؛ الرحمن/55،50؛ روم/30، 46) گاهى نيز با صيغه «جاريه» يا «جوار» درباره كشتى (حاقّه/69،11؛ ذاريات/51، 3؛ شورى/42، 32) يا ستاره (تكوير/81،16) به كار رفته است.[2] تطبيق بدين معناست كه چيزى، چيز ديگرى را بپوشاند «طَبَّقَ السحاب الجَوَّ» يعنى ابر، آسمان را پوشانيد. زمانى گفته مى شود «طابقتُ بين الشيئين» كه دو چيز يكسان قرار داده شوند.[3]
دانش فقه و تفسير, دو دانش بلند مرتبه در دانشهاى شرعى به شمار مى روند. اين دو, گرچه دوشاخه مستقل ازعلوم نقلى اسلامى هستند, امّا ارتباطات تاريخى و موضوعى آن دو, چنان است كه مطالعات ميان رشته اى را برمى تابد واين ضرورت را مى آفريند كه با نگاهى ژرفكاوانه, زواياى ارتباط خود را بنماياند و زواياى گوناگون اشتراك و تمايز, كشف گردد و داد و ستد علمى دودانش فقه و تفسير تبيين شود.
از مهمترين اركان سياست‏هاى توسعه، سياستگذارى پژوهشى است. در كشور ما كه توسعه و احياى تمدن اسلامى به مثابه امرى آرمانى است، اولويت بخشى به امر پژوهش در همه عرصه هاى فرهنگى، هنرى، علمى، تاريخى، سياسى و اجتماعى ضرورى و بايسته است. از ديگر سو، صاحب نظران تعليم و تربيت بر اين نكته اذعان دارند كه ركن اصلى پژوهش، آموزش بنيادى، روشمند و پويا است. مهمترين عامل موفقيت كشورهاى پيشرفته در زمينه آموزش و پرورش و به ويژه آموزش عالى، نگاهى انديشمندانه و آينده نگرانه به نظام آموزشى و در رأس آن متون آموزشى است .
منظور از «روايات» در اين عنوان سخنانى است كه با نقل متواتر يا محفوف به قراين قطعى يا از طريق راويان مورد اعتماد از پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم السلام) نقل شده باشند; و منظور از «تفسير قرآن» بيان معناى آيات قرآن و آشكار كردن مراد خداى متعال از آن هاست.
اشاره: متنی که در زیر از نظر می گذرانید حاصل گفتگویی با حضرت آیت الله مصباح یزدی پیرامون نحوه تعامل مرحوم علامه طباطبایی با روایات تفسیری در تفسیر المیزان است. برخی شواهد و بلکه تصریحات بیانگر آن است که مؤلف المیزان در تفسیر قرآن نیازی به مراجعه به احادیثی که از اهل بیت علیهم السلام در توضیح و تفسیر آیات رسیده است نمی بییند و بر اساس شیوه تفسیر قرآن به قرآن، مفسر را بی نیاز از مراجعه به روایات تفسیری می داند و این در حالی است که دهها روایت، ضرورت مراجعه به اهل بیت علیهم السلام را برای تفسیر و فهم لایه های عمیقتر و باطن قران لازم و ضروری می دانند.
درقرن سوّم هجرى درمحافل عرفانى (صوفيان) كوفه و بغداد, احاديث و روايتهاى اخلاقى, با گرايشهاى عرفانى در باره نكات گوناگون مبهم قرآن, شهرت يافت كه به امام جعفر صادق(علیه السلام) (م: 148هـ.ق) نسبت داده شده است. شمار اين روايتها در كتاب چاپ شده فعلى به ضميمه حقايق التّفسير, به 350 حديث مى رسد, كه در محور تفسير معنوى و باطنى 310 آيه از قرآن كريم وارد شده است.
مقدّمه: مقصود از تفاسير روايى در اين نوشتار، سلسله تأليفاتى هستند كه با استناد به سخن معصوم(عليه السلام) در صدد فهم معانى قرآن بر آمده اند، خواه با اظهار نظرى از سوى مؤلف همراه باشند يا خير. اين تفاسير عموماً فراهم آمده از رواياتى مشتمل بر بيان شأن نزول، ناسخ و منسوخ، تأويل متشابهات، آيات نازل شده درباره اهل بيت(عليهم السلام) و دشمنان ايشان، نمونه عينى براى برخى آيات، نحوه قرائت، معناى واژگان قرآنى و برخى موارد ديگر است.
قرآن با ارائه‌ي برنامه‌ي كامل و جامعي در عرصه‌هاي مختلف از جمله اعتقادي، اخلاقي، فقهي و تاريخي سخن رانده، وراه و رسم زندگي و رسيدن به‌سوي اهداف عاليه و سعادت واقعي را، به صورت كلي و به اجمال براي انسان روشن كرده است. لذا براي درك دقيق مفاهيم قرآن نياز به متخصصي است كه به تبيين مجملات قرآن و باز كردن مطالبي كه جز به اشاره يا ذكر كليات، سخني به ميان نيامده است، اقدام نمايد. چنان‌كه قران كريم مي‌فرمايد: فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه ثمّ انّ عليناه بيانه (قيامت 75/18ـ 19) يعني: چون قرآن را (برتو) خوانديم تو از قرائت آن دنباله روي كن، سپس (بدان كه) شرح و بيان آن نيز برعهده ماست.
مقدمه ترجمه قرآن از دير باز معركه آراى فقهاى اسلام بويژه فقيهان اهل سنّت بوده است. اين بحث براى نخستين بار از مسأله جواز قرائت حمد و سوره به زبان هاى غير عربى آغاز شد.1 در قرون معاصر نيز به سبب ضرورت تبليغ دين، مسأله ترجمه قرآن و لزوم آن را شيخ مصطفى مراغى مطرح نمود كه با مخالفت شديد برخى علماى الأزهر مصر مواجه شد و اينان پس از جلسات و شوراهاى مكررّ، رأى به جواز ترجمه قرآن دادند و حتّى ترجمه تفسيرى قرآن را نيز پذيرفتند.2 در هر حال ترجمه قرآن كريم براى درك و فهم معانى لغوى آيات و براى كسانى كه آشنايى با زبان عربى ندارند يا چندان بر آن مسلّط نيستند، امرى سودمند و انگيزه اى خاص براى خواندن قرآن و تدبّر در عمق معانى و جنبه هاى عملى آيات شريفه آن است.
چکیده این مقاله به نقد و بررسی دیدگاه‌های ذهبی در زمینه جعل و وضع در تفسیر می‌پردازد. ذهبی در این باره چهار نکته را طرح می‌کند.